محمد مهدى ملايرى
257
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
چادر شب از دو جزء مركب است ، يكى « چادر » كه به معنى پوشش است ، و ديگرى « شب » كه معروف است در مقابل روز كه به عربى « ليل » گويند . گذشته از كلمهء مركب چادر شب جزء اول آن يعنى « چادر » نيز به تنهائى از قديم در عربى راه يافته و در بعضى از معانى فارسى آن استعمال شده است . چادر كه در لهجههاى مختلف فارسى به صورتهاى گوناگون درآمده و در بعضى لهجهها با تبديل « چ » به « ش » گفته مىشود در اصل به فتح دال ( چادر ) يا كسر آن ( چادر ) بوده ولى در لهجهء تهران و بعضى از شهرستانها آن را به ضم دال چادر مىخوانند . اين كلمه در فارسى در چندين معنى استعمال شده ، از آن جمله خيمه ، سايبان ، - بالاپوش زنان ، ردا و مانند اينها است و ظاهرا با كلمهء چتر كه آن هم نوعى سايبان است بستگى دارد . اين كلمهء فارسى به دوگونه در زبان عربى ديده مىشود كه هريك براى يك معنى به كار رفته است ، يكى به گونهء شوذر بر وزن جعفر و ديگرى بر وزن شادر كه جمع آن شوادر است ، ظاهرا كلمهء نخستين يعنى شوذر از ديرباز و شايد از همان قرنهاى اول اسلام يا پيش از آن مستقيما از زبان فارسى به زبان عربى راه يافته ، ولى كلمهء دوم - شادر - گويا از راه زبان تركى در دورهء عثمانى وارد زبان عربى شده است . شوذر در زبان عربى دو معنى دارد ، يكى همين چادر شب و ديگرى پيراهن آستين كوتاه . در قاموس در تعريف آن چنين آمده : « شوذر بر وزن جوهر به معنى ملحفه است كه چادر شب باشد و معرّبست و به معنى پيراهن به غير آستين است كه زنها مىپوشند » « 1 » . و اما شادر كه ظاهرا از راه زبان تركى در زبان محاورهء عربى راه يافته و هنوز در عداد الفاظ فصيح و قاموسى درنيامده ، ولى در زبان عادى بسيار مستعمل و رايج است به معنى خيمه و سايبان استعمال مىشود كه در زبان فارسى
--> - I . A . VULIERS , Lexicon persicolatinum etymologecum , Bonnae ad . Rhenum , 1855 - 1860 . ( 1 ) . اين ترجمه از شرح فارسى قاموس نقل شده .